تبليغاتX

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

پلاک

به کبوتران سپیدی که عشق را در میدان مین به تماشا گذاشتند

 پیداست از این سمت عطش، خوشه ی مین ها
پرپرشدن وسعتی از سبزترین ها
پیراهنی و مشت پری، تکه پلاکی
از ایل سفر کرده به جا ماند همین ها
بر طاقچه ها قابی از اندوه شما ماند
این است فقط قسمت ما خاک نشین ها
میدان تهی از جرأت بشکوه سواری است
کو سوختن و پر زدن از خانه ی زین ها؟!
بر شانه ی ما دشنه ی پاییز نشاندند
دستان من و دامن خورشید جبین ها

شعر: حجت الاسلام محمدحسین انصاری نژاد



نوشته شده در 7/8/1387ساعت10:16 توسط پلاک | لینک ثابت || نظرات(5) - ارسال نظر -